X
تبلیغات
سرسپردگان

سرسپردگان
فرهنگی اجتماعی مذهبی 

هو اول و آخر یار

 

از اینکه این وبلاگ خیلی دیر به دیر بروز می شود از سر تقصیراتم بگذرید. از این به بعد خارج از موضوعاتی که بنده با آن وبلاگم را بروز خواهم کرد بعد از هر یک یا دو پستی که در وبلاگ قرار می دهم پاره ای از سخنان گرانبهای حضرت سلطان حقیقت که در دفتر سرانجام و دیوان گوره آورده شده است البته به صورت خلاصه وار که به طور مستقیم با زندگی روزمره ما ارتباط دارد را خواهم نوشت که امید است یاران پاک سرشت یارسانی و حتی پیروان سایر ادیان این کرامات را سر لوحه زندگی خود قرار دهند .

فرموده حضرت سلطان اسحاق در خصوص یکسانی زن و مرد:

کناچه و کوری/ ته و فیرشان نییه ن کناچه و کوری

به ش سولتانه ن ئه زه ل هه وه ری/ خاتونه دایراک ئی به شش خری

پوشاک یاری ئه و بالاش بری/ بیا وه دایان پوران حوری

هه ر که سی باچو کناچه و کوری/ مه وه زیش وه ده م مه ودای که یبری

تفاوتی میان دختر و پسر نیست ، که آن قسمتی از جانب خداوند ازلی و خاتون دایراک این سهم و قسمت را از جانب پروردگار وکیل است بر انسان ارزانی دارد و پوشاک و جامه ي بینش یارسانی را بر تن آن بپوشاند و از این روست که مادر تمام پسران آزاده شده است. هرکس که با لحن تبعیض اسم دختر و پسر را بیاورد او را به عذاب الهی و آخرت مبتلا خواهم کرد.

مقدم بودن جامعه نسبت به فرد از دیدگاه حضرت سلطان اسحاق:

وجود ذهنیت ساختارگرایی موجود در این بینش (بینش یارسانی)که سلطان اسحاق آن را در قرن هفتم هجری در گفتارهای خود نمود داده موجب گردیده تا جامعه متقدم بر فرد گردد. ایشان می فرماید:

عارم په ی خدمه ت نیا چه ی ده مه/ ئه زیش یو وه نان چه ی یاری ره مه

( عیب نیست اگر چنانچه در این جامعه همانند افراد عادی خدمت کنم چرا که من هم یکی هستم مثل شما در این جامعه.)

واین مسئله باعث گردیده که شخص پرستی در این بینش وجود نداشته باشد، و حتی افراد و اشخاص چه در زمان عصر پردیور و چه حال پس از مرگ نام و نشان و قبر و تشکیلات مربوط به آن نداشته باشند و حتی زیارت قبور بزرگان نیز نفی گردیده است. وجود اینچنین ذهنیتی دلیل بر عدم سودجویی افراد میان تهی شده که از موقعیت خود سوء استفاده نکنند، و وجود ذهنیت نسبیت گرایی و عدم قطعیت موجود در این بینش که از نکات ارزنده و زیبای آن به شمار می رود در ادوار مختلف باعث تجدد گردیده که آن دلیلی بر عدم دروغگویی و لاف عشق زدن افراد شده است. در واقع شالوده ی فکری و عقلانی یاری کوشش برای آزاد سازی عقل و اندیشه از زنجیرهای خرافه پرستی و تاریک اندیشی است، چرا که تاریک اندیشی و خرافه پرستی مذهبی مانع بزرگ رشد و تکامل واقعی انسان است.

نماز و نیاز:

امروزه جوانان خود را در بین دوگانگی قرار داده اند که آیا نماز بخوانند یا نیاز بکنند در صورتی که پیروان یارسان نماز ندارند و باید نیاز ادا کنند به فرموده حضرت سلطان اسحاق:

نمازم ذاتن                    نمازم پی یاران تجلی ذاتن

 ودعا ونیاز نمازم واتن     آنه پی یاران ویاری خلاتن

وهمچنین  حضرت ناوس(دون قبلی حضرت سلطان) می فرماید:

معجزم واچدی آل حق شناس                      نختو وکلامم واچان وآواز

وی ذات ووزنم بکردی اعجاز                   پی کراماتم وشتان بو الفاز

یارم نکرو ای ذکر نماز                         شرطم ها نه رمز را ی جم ونیاز

آری بر ما پیروان یارسان نماز خواندن جایز نیست.هرچند که نماز ونیاز وعبادات کلاً به خاطر نزدیک شدن به حق وحق شناسی واجرای دستورات دین است وخواندن دعا وانجام نذورات همگی برای نزدیکی به درگاه حضرت حق است وهرآیینی به طریق خود خداوند را ستایش می کند.(پایان بخش اول)

ادامه دارد...

[ دوشنبه یکم آبان 1391 ] [ 16:35 ] [ سرسپرده یارسان ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

آن چیزی که در ازل در مورد دین ما نوشته شده است کامل است و هیچ نقصی و ایرادی در آن نیست و در تمام شرایط صدق می کند و نیازی به بروزرسانی ندارد اما اگر ما امروزه با تناقضاتی مواجه می شویم این تناقضات از خود ماست نه از دین و آئین ما. درست است که جامعه ای که در آن زندگی می کنیم پر از ظلم و نفاق و دورویی است و کمی خوشبینانه تر پر از عشق و صفاست و ماهم در این جامعه قرار گرفته ایم اما نباید بیاییم فقط بردگی کنیم. هدف از آفرینش ما چیست جز اینکه برای زندگی آمده ایم نه بردگی. بعضی ها هستند تا دستشان به جایی بند می شود دیگر نه دینی داشته اند و نه به آئین وارکانی معتقد بوده اند که درد امروز ما همین است. تا محتاج بودیم صبح تا شب دست نیاز به آسمان بلند می کردیم و با گریه وزاری از آفریدگار کمک می طلبیدیم اما حالا که دیگر برای خود کسی هستیم نتنها طلب پوزش و مغفرت نمی کنیم خود را مطیع بتهای زمان کرده ایم وبس. بعضی ها هم غافلند از همه چیز و با تعصب شب و روز درحال ذکر و راز ونیاز هستند ولی آیا این کارها به درد ما می خورد همه خود را با بهشتی که در آینده درانتظارشان است سرگرم کرده اند ولی نمی دانند که بهشت و جهنم در همین دنیاست ( افسوس که سرمایه زکف بیرون شد***وز دست اجل بسی جگرها خون شد// کس نامد از آن جهان که پُرسم از وی***که احوال مسافران دنیا چون شد).
امکانات وب